مدار 90 درجه کجاست؟
آن جا که هم باران تبخیر می شود ، هم آدم ها. خورشیدی در آسمان زمین نیست. زمین در همه جا گم شده است.
زمین گمشده کجاست؟
جایی که باران برای همیشه می میرد.
مرگ باران را در این مدار باید دید، اگر مشکی آسمان بگذارد.
آسمان سیاه آرزوهاست. سیاه اما هاست. …… گریه امانم نمی دهد اینجا. این بار هم.
مدار 90 درجه، . . . . کجاست؟
آنجا که جنگل نیست و. . . . ابر نیست و . . . . . باران نیست.
باد ها نیز آرزوهایی که اگر می بود عقده ی کودکی ام را می گشودم، اما دریغ و درد
توهمی برایم که اگر این کاغذ باد پوسیده ام را یک بار ، فقط یک بار به هوا می کردم.
آسمان اینجا سیاه آرزوهاست.
90 درجه بالاتر، سقوط ساعت های من است.
غمباد می کنم این جا. گریه امانم نمی دهد. این بار هم.







